با عرض سلام و خوش امدید به شما دوستان این وب در مورد زندگی نامه ی دانشمندان.. و

 
 
|


نویسنده : steve jobs
تاریخ : یکشنبه نوزدهم آذر 1391
زمان : 14:19
چند کلام سخن با شما
|

سلام دوستان عزیز و میهمانان گرامی امیدوارم از این وب لذت ببرید این وب در چند ماه دیگه خیلی خیلی کاملتر خواهد شد تا جایی که زندگی نامه ی تمام بزرگان و فردهای مهم نوشته میشود با لینک کردن ما از ما حمایت کنید تا ما هم از شما حمایت کنیم با تشکر



:: موضوعات مرتبط: البرت انیشتن، ايزاك نيوتن، ابو علي سينا، محمد بن زکریای رازی، زندگی نامه ی توماس ادیسون، گالیله، ابوالقاسم فردوسی، سعدی، زندگی نامه ی مختار
:: برچسب‌ها: 1 1m 1st, marked 1y0a13 2 02 2nd 3 3abaya 3rd, annual 4 4th, annual 5 7 9th, annual 10 10, 4, victory 10, commandments, of, style, and, grace, charm 10, team, top 10, year, bond 10th 10th, anniversary 10th, defea
نویسنده : steve jobs
تاریخ : جمعه سی و یکم شهریور 1391
زمان : 18:20
زندگی نامه ی جنیفر لوپز
|

 جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولای  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های  ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.

   در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.

   اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.

  اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.

  او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷  به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای  از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه"GOLDEN GLOBE"  را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.

  بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج  کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر  در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.

  کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹  با آلبومی به زبان  لاتين شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد  اما او جايزه را ازدست داد.

  در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.

  در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران  فيلم کمدی ـ رومانتيک  "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.

  در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN"  بازي کرد و در سال ۲۰۰۳  نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI"  هم بازی شد. او همچنين در فيلم  "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را  بازی كرد.

 

  قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.

  او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  "رابرت فورد" برعهده دارد.

  جنيفر در سال  ۱۹۹۷  به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN  PUFFY  COMBS) رابطه داشت. در دسامبر  ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.

  اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر  همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.

  در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمی  به زندگييش تداوم ببخشد.

 


نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:32
زندگی نامه ی مسی
|

فوق ستاره ی بارسلونا دارای ملیتی آرژانتینی است.او از همان دوران کودکی نبوغ سرشار و بالای خود را به نمایش گذاشت تا جایی که مربی آن دورانش در باره ی وی گفته:" در آن مقطع کمتر بازیکنی را دیده بودم که در سن مسی آنقدر نابغه باشد و به جرات می گویم کسی وجود نداشت

.http://footyfootball.com/wp-content/uploads/2007/11/barcelona-lionel-messi.jpg


لیونل کارهایی با توپ می کرد که اعجاب برانگیز بود و فقط از یک بازیکن مستعد بر می آمد.
" بله همانطور که گفته شد مسی فوتبال را از کوچکی و در خون خود داشت.
متاسفانه لیونل دارای یک بیماری هورمونی بوده که در اثر آن ترشحات کافی که لازمه ی رشد جسمانی وی بود بدن وی را تغذیه نمی کرد. او در مقایسه با هم سن و سالان اش بسیار ریزتر و کوتاه قد تر بود .

در نهایت پدرش برای مداوای وی تصمیم گرفت او را به اروپا بیاورد و این آغاز سناریوی ورود شخصی به بارساست که اکنون همه ی ما با غرور با اسم اش در دنیا جولان می دهیم. 
نمی دانم بیماری وی را معجزه بنامم یا خوش شانسی برای بارسا! به هر حال او پا به شهر بارسلونا نهاد. وقتی او به یک دکتر مراجعه کرد دریافت که می تواند با تزریق نوعی آمپول این کمبود ترشح را رفع کند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.
مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!).
او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید 17 ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند.
درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید.
او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.
حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. 
اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!). 
او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید۱۸ ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند. 
درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید.
او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ی مسی
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:29
زندگی نامه ی مایکل جکسون
|

مایکل جوزف جکسون متولد ۲۹ آگوست سال ۱۹۵۸ در شهر گری اندیانا در امریکا است.او در یک خانوادهُ پر جمعیت به دنیا آمد.نام پدرش جوزف و نام مادرش کاترین است.مایکل از ۵ سالگی فعالیت هنریش را آغاز کرد. او در سال ۱۹۶۸ درست زمانی که ۱۰ سال داشت به همراه برادرانش گروه جکسون فایو را تشکیل دادند.معروفترین آهنگهای آنها I'll Be There، I Want You Back، ABC و The Love You Save بود. مایکل با اینکه سن کمی داشت ولی در خواندن و رقصیدن یک نابغه محسوب می‌شد تا جایی که گروه آنها به محبوبیت زیادی دست پیدا کرده بود.

روند پیشرفت مایکل ادامه پیدا کرد تا جایی که در سال ۱۹۷۲ به موفقیت بزرگی دست یافت و با آلبوم "گات تو بی در" به عنوان بهترین تک خوان انتخاب شد. ولی در همین سال بود که گروه جکسون فایو از هم پاشید.در سال ۱۹۷۶ بود که باز هم مایکل به کمک برادرانش گروهی جدید به نام جکسون را تشکیل داد و از Motown جدا شدند و با کمپانی اپیک قرار دادی امضاء کردند.مایکل در سال ۱۹۷۸ در فیلم موزیکالی به نام The Wiz ایفای نقش کرد واین باعث شد که مایکل در دنیای موسیقی بیشتر مشهور شود.

مایکل در سال ۱۹۷۸ اولین آلبوم تنهای خود به نام Off The Wall را ارائه داد که در آن از صدای جدید خود بهره گرفت و به فروش نزدیک به ۱۱ میلیون دست یافت و در اروپا و امریکا در صدر پر فروشترین آلبومها قرار گرفت وجوایز زیادی به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم می‌توان به Don't Stop 'Till You Get Enough اشاره کرد که جایزهُ Grammy را نیز به خود اختصاص داد.

مایکل در سال ۱۹۸۲ با بیرون دادن آلبوم Thriller به یک خوانندهُ بین المللی با شهرت جهانی تبدیل شد. این آلبوم با گرفتن ۸ جایزۀ Grammy و فروش 52 میلیون کپی٫ رکورد پر جایزه‌ترین و پر فروش‌ترین آلبوم را برای همیشه به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم می‌توان به ترانه‌های Bille Jean، Thriller و Beat It اشاره کرد که ویدئوی اين سه آهنگ به علت سبک جدیدی که در آنها به کار رفته بود شهرت و فروش زیادی پیدا کرد و جزو اولین ویدیوی سیاه پوستان شد که حق پخش بزرگ‌ترین شبکه موزیک آمریکا MTV را بدست آورد. مایکل به چنان محبوبیتی رسیده بود که حتی پپسی بزرگ‌ترین قراردادش را با وی امضا کرد، قرار دادی معادل با ۱۵ میلیون دلار.

از اوايل دهه 80 رفته رفته رنگ پوست مايکل جکسون روشن تر شد. گفته می‌‌شود اين امر بر اثر یک عارضهُ پوستی به نام Vitiligo است که به سبب آن رنگ دانه‌های پوستش به مرور زمان رنگ خود را از دست داده وسفید به نظر میرسد. مایکل به علت این عارضه پوستی نمی‌تواند در مقابل تابش مستقیم نور خورشید قرار بگیرد و ازهمین رو همیشه از ماسک، کلاه٫ عینک و گاهی از چتر استفاده می‌کند.

مایکل در سال ۱۹۸۵ آهنگی به نام We Are The World را که هنرمندان دیگری نیز با او همکاری داشتند ارائه داد. این آهنگ با شعار USA for Africa بیش از 60 میلیون دلار به فروش رفت که تمام اين مقدار صرف کمک به مردم قاره آفريقا شد. در سال ۱۹۸۶ مايکل در یک فیلم به نام Captain EO نیز نقش آفرینی کرد این فیلم به طریقهُ سه بعدی پخش شد.

مایکل در سال ۱۹۸۷ باز هم آلبومی جدید به نام Bad را به بازار داد.این آلبوم از نظر صمعی و بصری سبک جدید و متفاوت با کارهای قبلی خودش داشت. اين آلبوم تنها آلبومی در تاریخ است که 6 آهنگ شماره یک داشت. مایکل در سال ۱۹۸۷ تور تنهای خود را به نام Bad آغاز کرد و کنسرتهای زیادی در نقاط مختلف جهان داد. این تور به پر فروش‌ترین و پر بیننده‌ترین تور موسیقی زمان خود مبدل گشت. (بعدها خود مایکل دو بار رکورد خود را شکست.) مایکل در سال ۱۹۹۱ آلبوم Dangerous خود را که در آن از سبکهای پاپ و راک استفاده شده بود به بازار ارائه کرد و برای تبلیغ آلبوم خود تورهای Dangerous را آغاز کرد.

در۲۴ اوت سال ۱۹۹۳ و در هنگامی که مایکل مشغول انجام تورهایش بود یک اتفاق غیر منتظره افتاد و یک پسر بچهُ ۱۳ ساله مایکل را متهم به سوء استفادهُ جنسی کرد. این پرونده بعد از ۶ ماه مذاکرات طرفین دعوی و همچنین به علت تطبیق نداشتن اظهارات کودک با عکسهایی که از نقاط بدن مایکل گرفته شده بود در سال ۱۹۹۴ بسته شد. مایکل در سال ۱۹۹۴ اولین ازدواجش را با "لیزا مری پرسلی" دختر خوانندهُ معروف امریکایی[ "الویس پرسلی"] جشن گرفت ولی این ازدواج بعد از ۱۹ ماه به جدایی انجامید.

او در سال ۱۹۹۵ آلبوم جدیدش را به نام HIStory ارائه داد. در اين آلبوم، که يکی از شخصی ترين آلبومهای وی محسوب می‌‌شود، مايکل در مورد مسائلی که وی را در طی سالها رنج داده است سخن می‌‌گويد که از آن جمله آهنگهای تندی همانند They Don't Care About Us و D.S است که به مزاق عده‌ای خوش نيامد. این آلبوم نيز با استقبال زیادی روبرو شد. مایکل در سال ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ تورهای هیستوری خود را آغاز کرد. وی در سال ۱۹۹۶ در حالی که برای یکی از کنسرتهایش به استرالیا رفته بود با یک پرستار ۳۷ ساله به نام "دبی رو" ازدواج کرد و حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام پرینس متولد سال ۱۹۹۷ و پاریس متولد سال ۱۹۹۸ است.

مایکل در سال ۱۹۹۶ یک فیلم ۴۰ دقیقه‌ای به نام Ghosts که کارگردانی و جلوه‌های ویژهُ آن بر عهدهُ Stan Winston بود ارائه داد. جکسون در سال ۱۹۹۷ آلبوم Blood On The Dance Floor که دارای چند ترانهُ جدید و همچنین اجراهای جديدی از ترانه‌های آلبوم قبلی وی بود بیرون داد. مایکل در سال ۱۹۹۹ از همسر دوم خود "دبی رو" نیز جدا شد. او در سال ۲۰۰۱ آلبوم جدید دیگری به نام Invincible را به بازار داد. اين آلبوم هر چند که در مقايسه با خواننده‌های معمولی بسيار موفق بود، در سطح و اندازه مايکل يک شکست محسوب می‌‌شد. او شرکت Sony Music و در راس آن شخص Tommy Motola را متهم به سهل انگاری در امر تبليغات کرد. شايد همين مشکلات سبب شد که تنها دو آهنگ از اين آلبوم دارای ويديوکليپ شوند.

در روزهای ۷ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ در طی مراسمی، از سی امین سالگرد فعالیت هنری مايکل جکسون قدردانی شد. هنرمندان معروف بسياری در اين مراسم که در نیویرک برگزار می‌‌شد شرکت کردند.مایکل در همان سال ۲۰۰۱ و بعد از حملات تروریستی به برجهای دوقلو در امریکا آهنگ What More Can I Give را به همراه هنرمندان دیگری اجرا و آن را به قربانیان تقدیم کرد. در اوایل سال ۲۰۰۳ یک خبرنگار انگلیسی یک برنامهُ مستند به نام "زیستن با مایکل جکسون" که در آن زندگی خصوصی مایکل را به تصویر کشیده بود٫ پخش کرد. ولی مایکل از دیدن این فیلم به علت وارونه نشان دادن رفتارش بسیار خشمگین شد و بشیر را یک خیانتکار خطاب کرد.در اواخر نوامبر سال ۲۰۰۳ و درست در روزی که آلبوم Number Ones مایکل که منتخبی از بهترین ترانه‌های قبلی مایکل بود منتشر شد مجدداُ یک پسر بچهُ ۱۴ ساله با اتهام جدید کودک آزاری جلو آمد. مایکل در اولین جلسهُ دادگاه که در ماه ژانویهُ ۲۰۰۴ برگزار شد خود را بیگناه اعلام کرد. این دادگاه که به دادگاه قرن معروف شد و وقايع آن ماه‌ها در ميان مهم‌ترين اخبار جهان مخابره می‌‌شد سرانجام به بی گناهی کامل مایکل جکسون رای داد.

آقای جکسون درست بعد از اعلان رای دادگاه حدود چندین ماه از دید رسانه‌ها مخفی شد و بعده‌ها اعلام شد که توسط شاهزاده بحرین به کشورش دعوت شده. اما هم اکنون مایکل نقطه اي در ايرلند بسر ميبرد و در حال كار بر روي آلبوم جديدش ميباشد.قرار است اين آلبوم در سال 2007 منتشر شود.كساني مثل Will I am نيز در آلبوم آتي با آقاي جكسون همكاري دارند. شايان ذكر است كه در پانزدهم ماه نوامبر 2006 مايكل جكسون در لندن و در مراسم World Music Awards حضور يافت و در آنجا جايزه ويژه Daimond را بخاطر فروش بيش از يكصد ميليون نسخه آلبوم موسيقي دريافت نمود. علاوه بر اين در همان مراسم توسط گينس ركورد اعلام شد كه آلبوم Thriller تا كنون بتنهايي بيش از 104 ميليون نسخه فروش نموده است.گينس همچنين اظهار داشت كه فروش كل آلبومهاي مايكل جكسون تا كنون به بيش از 750 ميليون نسخه در سراسر جهان رسيده است.



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ی مایکل جکسون
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:26
شاهین نجفی
|

شاهین نجفی (۱۳۵۹ در بندر انزلی) شاعر و خوانندهٔ ایرانی مقیم آلمان است. وی تا پیش از مهاجرت به آلمان فعالیت در موسیقی را از سال ۱۳۷۹ در سبک های پاپ و راک آغاز نمود.

شاهین از سال ۱۳۸۴ به آلمان مهاجرت کرد و تاکنون به فعالیت خود در موسیقی‌های رپ و راک ادامه می دهد. در ترانه‌های شاهین نجفی، آمیزه‌ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زن‌ستیزی، سانسور، اعتیاد، دروغ، اعدام و کودکان کار را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته باشند.

سال‌های آغازی

شاهین نجفی زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می‌کرده‌است. وی زمانی که شش سال داشته است پدرش را از دست می دهدو بعدها نیز با اعتیاد برادرش روبه رو می شود. از این رو دوران کودکی را با سختی های گوناگون پشت سر گذاشت. او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و از هیجده سالگی نواختن ساز گیتار را در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو نزد اساتید این ساز همانند سهراب فلک انگیز ، فرزاد دانشمند و حامد حمیدی آموخت. وی آوازهای هارمونی و سلفژ را نزد استاد سنگاچینی و استاد فریدون پوررضا آموخت و سپس آواز خواندن را در سبک‌های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده‌است. وی دانشجوی رشته جامعه شناسی بوده است و نظر خود را در محیط دانشگاه به طور صریح بیان می کرده است. از این جهت وی را به علت هنجار شکنی از دانشگاه اخراج کردند.

مهاجرت به آلمان

 

پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست یک گروه موسیقی زیرزمینی در ایران بود اما پس از دومین اجرا، ممنوع الصدا شد. وی در آلمان سرپرستی گروهی به نام «اینان» را نیز بر عهده داشت. وی سپس به گروه تپش ۲۰۱۲ پیوست .با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی‌اش، گروه تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است

 

صفحه ای از شماره ۱۹۱۹۴ روزنامه کیهان که در دوشنبه، ۸ مهر ۱۳۸۷ منتشر شد، به انتقاد از فعالیت گروه تپش ۲۰۱۲ پرداخت. روزنامه کیهان در این شماره خود با عنوان «برقراری دموکراسی با دایره و تمبک»، در مورد گروه تپش ۲۰۱۲ این چنین نوشت:

چندی است مخالفین جمهوری اسلامی اهداف براندازانه خود را در دانشگاه ها و در قالب تشکیل گروه های موسیقی دنبال می کنند.

اخیراً برخی از وبلاگ های دانشجویی اپوزیسیون با گرایش مارکسیستی، بیانیه ای از یک گروه موسیقی با عنوان تپش ۲۰۱۲ منتشر کرده اند که در آن از راه اندازی کمپین یک میلیون امضا (!) خبر می دهد این گروه خود را گروهی متشکل از تعدادی جوان ایرانی و آلمانی معرفی می کند که وابسته به هیچ حزب و گروهی نیست. اعضای این گروه هدف خود از تشکیل چنین محفلی را تلاش برای جمع آوری امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (۱۰ دسامبر) به پارلمان اروپا در بروکسل اعلام کرده اند تا توجه مطبوعات و رسانه های بین المللی را به شرایط حاکم در ایران و به اصطلاح نارضایتی مردم جلب کند». در بیانیه این گروه آمده است: گروه تپش ۲۰۱۲، با موسیقی، ویدئو و کنسرت برای حقوق بشر در ایران فعالیت می کند» نکته مهم دیگر در خصوص این تشکل آن است که پارلمان اروپا نیز از این طرح اعلام حمایت نموده است. گفتنی است استفاده از ترانه ترفند جدید گروه های مخالف نظام برای جذب دانشجویان است.

ما مرد نیستیم

 

آلبوم ما مرد نیستیم

شاهین نجفی در تاریخ ۱ می ۲۰۰۸، یعنی روز جهانی کارگر، آلبومی به نام ما مرد نیستیم را با همکاری گروه تپش ۲۰۱۲ منتشر ساخت. این آلبوم به طور رسمی آغاز حرفه وی در موسیقی رپ فارسی بود. این آلبوم بیشتر از هر آلبومی که تا پیش از آن در سبک رپ فارسی منتشر شده بود، مخاطب و شنونده جذب کرد.

جدایی از تپش ۲۰۱۲

 

شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود با گروه تپش ۲۰۱۲ پایان داد. دلایل مختلفی در رابطه با جدایی وی از این گروه مطرح شده است . دلیل اصلی انتشار بدون اجازه ترانهٔ "طرف ما" از تلویزیون صدای آمریکا عنوان می شود. به هر جهت شاهین نجفی در رابطه با جدایی خود از این گروه اعلام کرد که بعدها امید پور یوسفی درباره انتشار ترانه "طرف ما" از تلویزیون صدای آمریکا گفت این موضوع سهواً اتفاق افتاده بود و شاهین نجفی نیز از اشتباه رخ داده گذشت.

واکنش به انتخابات دهم ریاست جمهوری

 

شاهین نجفی نسبت حوادث پس از انتخابات ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ سکوت نکرد. وی در این راستا در مرداد ۱۳۸۸ تک ترانه ندا را به عنوان یادبودی برای ندا آقا سلطان منتشر نمود. همچنین وی در بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۸ آلبوم توهم را توسط نشر ایرانی - آلمانی پامس منتشر کرد که در این آلبوم نیز در چندین ترانه اعتراضاتی سنگین به دولت و حکومت جمهوری اسلامی و حوادث پس از انتخابات ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ قابل شنیدن است.

 

از جمله این ترانه‌ها می توان به ترانه وقتی خدا خوابه اشاره نمود که مضمون آن اعتراض به دستگیری ها، تجاوز به زندانیان ، ولایت فقیه و دولت ایران بوده است. شاهین نجفی در قسمتی از این ترانه با موسیقی کوشیده تا صحنه تجاوز به دختری اسیر به نام ترانه موسوی را در ذهن شنوندگان و مخاطبان خود نمایان سازد.

 

روزنامه نیویورک تایمز در چاپ روز ۵ ژوئن ۲۰۱۰، در مقاله ای به جنبش موسیقی مقاومت و اعتراض در ایران پرداخت و ضمن معرفی و بررسی موسیقی شاهین نجفی، نامی از دیگر چهره های موسیقی مقاومت ایرانیان نظیر محسن نامجو ، استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری برد. این مفاله در رابطه با موسیقی شاهین نجفی می گوید که «کلام موسیقی وی طوری است که گویی با یک چاقو شما را از وسط بِبُرند.»

آنتی کاریزما

 

وی از ابتدای سال ۲۰۱۰ یک گروه موسیقی تحت عنوان آنتی کاریزما را تشکیل داد. این گروه سبک‌های راک و بلوز را دنبال می‌کند و متشکل از چهار نفر یعنی شاهین نجفی، بابک خزایی، آرمین مستعد و پژمان افشاری می باشد. [۱۸] این گروه اولین کنسرت‌های رپ و راک خود را در فستیوال ماه فوریه رپ فارسی که در سوئد برگزار شد، اجرا نمود و مورد استقبال قرار گرفت.

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

اجرای موسیقی اعتراض توسط شاهین نجفی در دانشگاه جرج‌تاون واشنگتن به مناسبت روز دانشجو

 

شاهین نجفی علاوه بر کار انفرادی موسیقی و کنسرت ها، فعالیت‌های موسیقی و اعتراضی خود را با مناسبت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی به شکل زنده اجرا نموده است. وی در اکتبر سال ۲۰۰۸ ، در یک کنفرانس در شهر اسن آلمان تحت عنوان «کنفرانس صلح» اجرایی داشته است.

 

شاهین نجفی به همراه جمعی زیادی از شاعران و نویسندگان در ۲۸ آگوست ۲۰۰۹ در «شب همبستگی با مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران» در شهر استکهلم سوئد، به اجرای موسیقی اعتراضی و رپ پرداخت..

 

به مناسبت روز دانشجو یک مراسم بزرگداشت در ۶ دسامبر ۲۰۰۹ (مصادف با ۱۶ آذر ۱۳۸۸ ) واقع در دانشگاه جرج‌تاون واشنگتن برگزار شد که اجرای موسیقی این بزرگداشت را شاهین نجفی به همراه زیبا شیرازی برگزار نمود..

 

همچنین وی در حرکتی نمادین مقاله ای را در وب گاه خود منتشر ساخت و اعلام نمود که «تا آزادی ایران موی سرم را کوتاه نمی کنم»..

 

حمایت شاهین نجفی از مجید توکلی با سر کردن حجاب

هک شدن وب‌سایت

 

در فروردین ماه سال ۱۳۸۹ وبگاه رسمی شاهین نجفی با دامنه اینترنتی www.shahinnajafi.net توسط سپاه سایبری جهاد مجازی هک شد.. دو روز بعد از این هک سیستم وبسایت رسمی شاهین نجفی غیر فعال شد. سپاه سایبری جهاد مجازی پیامی را به عنوان پیام فتح معرفی نمود و در متن آن اشاره داشت که خواننده ملعونی بنام شاهین نجفی در موسیقی و سرود هایش به اسلام ، مذهب تشیع ، جمهوری اسلامی ، مقام معظم رهبری و ملت عزیز ایران توهین و فحاشی می نمود و از حامیان سرکرده منافقین و اشرار داخل کشور (میر حسین موسوی) می‌باشد و ارتباطات بسیاری با منافقینی همچون احمد باطبی دارد.

جریان‌های مخالف

 

در سال ۱۳۸۶ ترانه ای تحت عنوان مطربان میهن فروش (لس آنجلسی ها) با کیفیت ضبط خانگی و زیر زمینی با صدای شاهین نجفی منتشر شد. این ترانه که از نخستین ترانه‌های وی در سبک رپ فارسی به شمار می رود ، محتوای تحقیر و ناسزاگویی نسبت به خوانندگان ایرانی در لس آنجلس را به دوش می کشد. بعدها رادیو زمانه در مصاحبه با شاهین نجفی پیرامون محتوای این ترانه سخن گفت و شاهین نجفی در پاسخ اعلام نمود: «این ترانه یک کار تمرینی و خانگی بوده و قرار هم بر انتشار آن نبوده است؛ چرا که پس از ضبط این ترانه وی به گروه تپش 2012 و تشکیلات انتشاراتی ترانه های آن پیوستم. از این جهت یک تجربه و تمرین بود اما نه از آن دسته کارهای تمرینی که تکرار شود.» امید پور یوسفی، سرپرست گروه تپش ۲۰۱۲ نیز درباره این مورد گفت: «هنرمندان، یک تکامل را دنبال می‌کنند و شاهین حالا به این مرحله رسیده است و می‌داند از شعر و آهنگ چه می‌خواهد.».

 

این ترانه در واقع سرآغازی برای تخریب شخصیت وی قلمداد می شود. چرا که از سال ۱۳۸۷ تاکنون وی بارها در وبگاهش مخالفت خود را با انتشار و ترویج آن ترانه اعلام نموده بود و منتشر کنندگان آن را از جمله افرادی خواند که تنها قصد تخریب شخصیتش را دارند. وی اعلام نمود که هنوز هم به برخی از مطالب آن ترانه از جمله مافیای موسیقی اعتقاد دارد اما حداقل برای چند نفر از خوانندگان نام برده شده در آن ترانه دیدگاهش را تغییر داده است. بسیاری از وبگاه‌های اینترنتی با اسامی مختلف دست به نقد و تحلیل آثار و شخصیت هنرمندان رپ فارسی می زنند که از جمله آن می توان به نقد شخصیت وی اشاره داشت. این وبگاه‌ها در تلاش بودند تا اعلام کنند که شاهین نجفی از آن جهت این ترانه را غیر رسمی می خواند تا به شخصیت هنری و شهرتش آسیبی نرسد. وبگاه OBERAP که اقدام به بررسی شخصیت و افشای حقایق در رابطه با هنرمندان رپ می پردازد در رابطه با شاهین نجفی و آن ترانه چنین می نویسد:«  آقای نجفی آهنگی به نام " مطربان میهن فروش " را خوانده بود که گویا آن زمان فکر نمیکرد که بعدها سبک و موضوع اهنگهایش به طرفی‌ دیگر برود. به همین دلیل این اواخر ایشان سعی‌ زیادی برای نابود کردن آن اثر داشت اما باز هم موفق به این کار نشد. در آن آهنگ شاهین خواننده های لوس آنجلسی را به رگبار فحش می‌بندد. در میانه آن خواننده ها، عدّه‌ای رپر از جمله عرفان نیز وجود داشت. شاهین عرفان را در فستیوال سوئد می‌بیند و به خاطره اینکه بعدها مشکلی‌ برای شهرتش پیش نیاید، می‌گوید که این آهنگ مال ۴-۵ سال پیش بود که ویدئوهای عرفان را از کانالهای ماهواره‌ای میدیده است و کاملا نا آگاهانه این کار را انجام داده است. این در صورتی‌ است که عرفان اصلا ۴-۵ ساله پیش ویدئوی از خود پخش نکرده بود و آن زمان کسی‌ عرفان را نمیشناخت. آقای نجفی سیاست را بیش از حد وارد موزیک زیرزمینی ایران کرد. این کار او به خود او لطمه ای نزد، بلکه به رپ و موزیک زیرزمینی ایران ضربه وارد کرد. بسیاری از مردم آقای نجفی را به عنوان یک سیاستمدار میشناسند نه یک رپر.. »

 

این در حالی است که شاهین نجفی چندین ماه پیش از آن که در فستیوال رپ فارسی در سوئد حاضر گردد و با عرفان دیدار کند نیز بر کذایی و غیر رسمی بودن ترانه "مطربان میهن فروش" تاکید کرده است و خواهان توقف انتشار آن شد. از این جهت است نمی توان گفت وی در مقابل عرفان برای نخستین بار حرف از کذایی بودن آن ترانه زده است تا به شهرتش آسیب وارد شود. همچنین وی صحبتی نیز از دبدن و برداشت ظاهری از ویدیوهای خوانندگان نکرده است. از سویی دیگر نیز برخی معتقدند که وی خود در خارج از ایران شهرت یافت اما دست به ناسزاگویی و توهین به خوانندگان ایرانی در لس آنجلس می زند. در رابطه با این عقیده نیز شاهین نجفی مقالهٔ تندی را تحت عنوان پاسخی به بدخواهان در وبگاهش منتشر نمود.

نمونه شعر

تو بوی زمین سوختمون و میدی خانوم

تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانوم

ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش

یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

ماکه از مَردی مُردیم و چیزی ندیدیم

از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

که اگر اونم بود امروز حتمآ کراکی بود

رستم امروز از جنس بد شاکی بود

رستم اگر بود واسش جرم میساختن

تو گردنش آفتابه لگن مینداختن



:: موضوعات مرتبط: شاهین نجفی
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:23
زندگی نامه ی شاه عباس صفوی
|

پس از مرگ شاه طهماسب وضع سیاسی كشور ایران به صورت خیلی بدی درآمده بود ولی از آنجائیكه همواره خداوند حامی ایران بوده است مجددا با روی كار آمدن جوان 17 ساله‌أی كه بعدها شاه عباس بزرگ شد مملكت نجات یافت . 
شاه عباس بزرگ (996 – 1039 هجری قمری )‌در هرات در روز اول ماه رمضان سال 978 هجری قمری بدنیا آمد (16 بهمن) وی دومین فرزند خدابندة بدبخت بود كه بعد از پدرش شاه طهماسب به پادشاهی رسید ولی سرداران قزلباش به او فرصت پادشاهی ندادند . مادر شاه عباس مهدعلیا از یكی از خانواده‌های معروف مازندران بود و ادعا میكرد كه از خاندان حضرت امیر علیه‌السلام است. 
او وقتی یكساله بود پدر و مادرش به شیراز رفتند و آن كودك در هرات ماند و او را بنا بر توصیه پدربزرگش شاه طهماسب به لله‌أی بنام شاه‌قلی سلطان سپردند و این لله هنگام بپادشاهی رسیدن اسماعیل دوم در تاریخ 984 هجری قمری بقتل رسید و بنابر دستور شاه اسمعیل علی قلی خان شاملو حاكم خراسان مأموریت یافت عباس را بقتل برساند . 
علیقلی خان در انجام این مأموریت تعلل كرد و شاه اسمعیل دوم در تاریخ 985 كشته شد . در آن موقع محمد خدابنده پادشاه شد و مهدعلیا از علیقلی خان خواست كه پسرش عباس را به قزوین بفرستد ولی علیقلی خان كه علاقه داشت كه شاهزاده‌أی از خاندان پادشاهی را در اختیار داشته باشد از انجام این كار سرپیچید . حكومت قزوین ناچار شد در تاریخ 988 قشونی به هرات بفرستد تا علیقلی خان را وادار به این كار كند ولی علیقلی خان آن قشون را شكست داد و شاه عباس را شاه ایران خواند . محمد خدابنده ناچار شد با قشونی به خراسان برود ولی جنگی بین او و علی قلی خان در نگرفت و حكومت خراسان به نام علی قلی خان تأیید شد و سمت للگی به او داده شد . 
بعدها در ضمن شكستی كه از مرشدقلی خان حاكم مشهد بعلیقلی وارد آمد ناچار شد عباس را به او بسپارد و كودك به مشهد آورده شد . پس از مرگ حمزه میرزا پسر ارشد محمد خدابنده (995 قمری ) (10 آذر) سرداران شاملو ابوطالب میرزا را كه سومین پسر شاه بود به پادشاهی برگزیدند . 
عباس جوان بهمراهی مرشد قلی خان و عده‌أی از تركمانان و قبایل افشار به قزوین رفت و در ضمن راه عده‌أی دیگر نیز با او همراه شدند . 
خدابنده در آن موقع در شهر قم مشغول سركوبی مخالفانش بود و مردم قزوین با آغوش باز شاهزاده را پذیرفتند و پس از اندك زمانی بیشتر سران نظامی خدابنده و ابوطالب میرزا به شاهزادة جوان پیوستند . 
خدابنده به قزوین آمد و پادشاهی پسرش را تأیید كرد . تعجب در این است كه شاه عباس دو سال بعد از این واقعه دستور كور كردن پدرش طهماسب و برادرانش ابوطالب میرزا و طهماسب میرزا را صادر كرد و آنها را به قلعه‌أی در الموت فرستاد . 
این امر را زیاد هم به قساوت قلب شاه عباس نباید نسبت داد چون در آن موقع سرداران قزل‌باش قدرت بسیار داشتند و كافی بود پادشاه ضعیف یا كودكی را كه نسب پادشاهی داشت در اختیار خود بگیرند و به نام او قیام كنند . بنابراین عمل شاه عباس از نظر مصلحت كشورداری منطقی بود و نباید امروز زیاد باعث تعجب ما گردد . 
پس از آن به غلامانش دستور داد 22 نفر از سران قزل‌باش را بقتل برسانند و به این طریق از ابتدا جلوی پیشرفت بعضی از امرای خودسر قزل‌باش را گرفت . سپس با دو شاهزاده خانم صفوی ازدواج كرد ولی نه قتل امرا نه سروصدای جشن عروسی مانع از این نشد كه پادشاه جوان متوجه وضع بد كشورش باشد . 
در این موقع از مشرق و مغرب ایران مورد خطر قرار گرفته بود . در مشرق عبدالله خان ازبك به خراسان هجوم آورده بود و شهر هرات را محاصره كرده بود و علی قلی خان شاملو از شهر دفاع میكرد . شاه عباس دیر رسید و هرات به دست ازبكها افتاد و عسكریان را بقتل رسانیدند و زنها را به اسارت بردند و شهر را غارت كردند و وقتی شاه عباس به هرات نزدیك شد آنها با غنائم به محل اصلی خود مراجعت كردند . 
شاه عباس دستور داد سردارانی را كه خیانت كرده بودند به قتل برسانند سپس مریض شد و ناچار شد مدتی بخوابد و ازبكها از این فرصت استفاده كردند و پادشاهشان عبدالمؤمن بن عبدالله خان از بخارا حركت كرد و مشهد را محاصره نمود و پس از چهار ماه آنرا مسخر كرد (999) و تمام روحانیون شیعه را بقتل رسانید و به مرقد مطهر بی‌احترامی كرد و آنرا غارت نمود و آثار گرانبهایی را كه در مدت چندین قرن در آن محل گرد آورده شد بود از بین برد . كتابخانه آستانه را نیز مورد تجاوز قرار داد . حتی بعضی قبرها مانند قبر شاه طهماسب را شكافتند و به استخوانهای او بی‌حرمتی كردند . تعدادی زن و مرد و كودك و سالخوردگان را به قتل رسانیدند و پس از اینكه شهر را ویران نمودند عده‌أی را اسیر كرده بطرف بخارا روان كردند و شهرهای هرات و نیشابور و سبزه‌وار و اسفراین نیز از خرابیهای آنها مصون نماندند .
هنگام به تخت نشستن شاه عباس شیروان و گرجستان و ایروان و قراباغ و تبریز و قسمتی از آذربایجان و لرستان و خوزستان نیز به دست پادشاه عثمانی افتاده بود . 
در تاریخ 995 سردار عثمانی فرهاد پاشا قشون ایران را در بغداد شكست داد و گنجه و قراباغ را گرفت و تقریبا نیمی از كشور شاه طهماسب به این طریق از دست رفت . 
شاه عباس با سلطان مراد سوم در سال 999 صلح كرد و سپس به سركوب كردن مخالفان خود دركشور پرداخت و به شیراز و كرمان و گیلان و خرم‌آباد و لرستان لشكر كشید و در سال 1007 به نیشابور و مشهد لشكركشی كرد و ازبكها را شكست داد و هرات را متصرف شد و در سال 1090 آنها را از مرو نیز بیرون كرد و در سال 1011 تصمیم گرفت بلخ را نیز متصرف شود ولی گرمای شدید و امراض مسری صدمات زیاد به لشكریانش زدند و از این لشكركشی نتیجه سودمندی نگرفت . 
در تاریخ 1012 تبریز و نخجوان و ایروان و گرجستان را مجددا از سلطان عثمانی پس گرفت و كاپیتان پاشا شیغاله‌زاده را شكست داد و از آن تاریخ شاه عباس همواره در جنگ با لشكریان سلطان فاتح بود و بالاخره در تاریخ 1022 در اسلامبول بین سلطان احمد اول و شاه عباس معاهده صلحی برقرار شد و آذربایجان و شیروان وایروان و كردستان و بغداد و كربلا و نجف و موصل و دیار بكر رسما جزو كشور ایران گردید . 
شاه عباس در تاریخ 1032 قندهار را نیز متصرف شد و با جهانگیر پادشاه هند از در دوستی درآمد و ضمنا امام قلی خان نیز با كمك كشتی‌های انگلیسی جزیره هرمز را پس گرفت . 
شاه عباس در داخل كشور خود قدرتهای ملوك‌الطوایفی را از بین برد و به جای قزلباشها شاه‌سونها را بوجود آورد . 
وی چنین صلاح دید كه اصفهان را به جای قزوین به عنوان پایتخت انتخاب نماید و از سال 1006 به بعد مشغول ساختن ابنیه و كاخها و مساجد در آن شهر گردید . در آن موقع اصفهان 80000 نفر جمعیت داشت و در آن كاخی به نام نقش جهان ساخته شده بود . شاه عباس نقشه جامعی برای بزرگ كردن شهر ترتیب داد و خیابانهای وسیعی در آن قرار داد و پل زاینده رود را ساخت و بازارهایی بوجود آورد كه هنوز باقی است . و همانطور كه میدانید عالیقاپو و مسجد شاه را در كنار میدان بزرگ شاه بنا نمود كه در زمان خود جزو زیباترین میدانهای جهان بود .



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ی شاه عباس صفوی
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:15
زندگي نامه ي امام محمد باقر عليه السلام
|

هفتم ذیحجةالحرام 1425 ، مصادف با سالروز شهادت امام محمد باقر (ع) است ، امامی که با تعلیم معارف حقه اسلامی به مردم ، به جنگ با دشمنان پرداخت .


نام‌ مبارک‌ امام‌ پنجم‌ محمد و لقب‌ آن‌ حضرت‌ باقر یا باقرالعلوم‌ است‌ ، دلیل اعطای این لقب به امام پنجم این است که ایشان دریاى‌ دانش‌ را شکافت‌ و اسرار علوم‌ را آشکارا ساخت‌ . القاب‌ دیگرى‌ مانند شاکر ، صابر و هادى‌ نیز براى‌ آن‌ حضرت‌ ذکر کرده‌اند که‌ هریک‌ بیانگر صفتى‌ از صفات‌ آن‌ امام‌ بزرگوار بوده‌ است‌ . 


کنیه‌ امام‌ " ابوجعفر " و مادرش‌ فاطمه‌ دختر امام‌ حسن‌ مجتبى‌(ع) است‌ . بنابراین‌ نسبت‌ آن‌ حضرت‌ از طرف‌ مادر به‌ سبط اکبر حضرت‌ امام‌ حسن‌ (ع) و از سوى‌ پدر به‌ امام‌ حسین‌ ( ع) مى‌رسد . پدرش‌ حضرت‌ سیدالساجدین‌ ، امام‌ زین‌ العابدین‌ ، على‌ بن‌ الحسین‌ (ع) است‌ . 


تولد حضرت‌ باقر ( ع‌ ) در روز جمعه‌ سوم‌ ماه‌ صفر سال‌ 57 هجرى‌ در مدینه‌ اتفاق‌ افتاد . در واقعه‌ جانگداز کربلا همراه‌ پدر و در کنار جدش‌ حضرت‌ سیدالشهداء ، کودکى‌ بود که‌ به‌ چهارمین‌ بهار زندگیش‌ نزدیک‌ مى‌شد . 


دوران‌ امامت‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) از سال‌ 95 هجرى‌ که‌ سال‌ درگذشت‌ امام‌ زین‌ العابدین‌ ( ع‌ ) است‌ آغاز شد و تا سال‌ 114 ه . یعنى‌ ‌ 19 سال‌ و چند ماه‌ ادامه‌ داشته‌ است‌ . در دوره‌ امامت‌ امام‌ محمد باقر (ع) و فرزندش‌ امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مسائلى‌ مانند انقراض‌ امویان‌ ، بر سر کار آمدن‌ عباسیان‌ ، وقوع مشاجرات‌ سیاسى‌ ، ظهور سرداران‌ و مدعیانى‌ مانند ابوسلمه‌ خلال‌ و ابومسلم‌ خراسانى‌ و دیگران‌ مطرح‌ است‌ ، ترجمه‌ کتابهاى‌ فلسفى‌ و مجادلات‌ کلامى‌ در این‌ دوره‌ پیش‌ مى‌آید و عده ‌اى‌ از مشایخ‌ صوفیه‌ ، زاهدان‌ و قلندران‌ وابسته‌ به‌ دستگاه‌ خلافت‌ ظهور کرده ، فعال می شوند .


قاضی ها و متکلمانى‌ به‌ دلخواه‌ مقامات‌ رسمى‌ و صاحب‌ قدرتان‌ پدید مى‌آیند و فقه‌ و قضاء ، عقاید ، کلام‌ و اخلاق‌ را ( بر طبق‌ مصالح‌ مراکز قدرت‌ خلافت) ‌ شرح‌ و تفسیر مى‌ کنند . در زمانی که پس‌ از واقعه‌ عاشورا و حماسه‌ کربلا ، افکار بسیارى‌ از حق‌ طلبان‌ به‌ حقانیت‌ آل‌ على‌ ( ع‌ ) متوجه‌ شده ، پرده‌ از چهره‌ زشت‌ ستمکاران‌ اموى‌ و دین‌ به‌ دنیا فروشان‌، برگرفته‌ بود ، این عده تلاش می کردند افکار و عقاید را به انحراف‌ کشانده و احادیث‌ نبوى‌ را در بوته‌ فراموشى‌ قرار مى‌دادند . برخى‌ نیز احادیثى‌ به‌ نفع‌ دستگاه‌ حاکم‌ جعل‌ کرده‌ و یا آنها را به‌ سود ستمکاران‌ غاصب‌ خلافت‌ دگرگون‌ مى‌ کردند. 


این موارد عواملى‌ بسیار خطرناک‌ بود که‌ باید حافظان‌ و نگهبانان‌ دین‌ در برابر آنها می ایستادند . به همین دلیل‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و پس‌ از وى‌ امام‌ جعفر صادق‌ (ع) از موقعیت‌ مساعد روزگار سیاسى‌ ، براى‌ نشر تعلیمات‌ اصیل‌ اسلامى‌ و معارف‌ حقه‌ 

بهره‌ گرفته ، دانشگاه‌ تشیع‌ و علوم‌ اسلامى‌ را پایه ‌ریزى‌ کردند . زیرا این‌ امامان‌ بزرگوار و بعد شاگردانشان،‌ وارثان‌ و نگهبانان‌ حقیقى‌ تعلیمات‌ پیامبر(ص) ، ناموس‌ و قانون‌ عدالت‌ بودند و مى‌ بایست‌ به‌ تربیت‌ شاگردانى‌ عالم‌ و عامل‌ و یارانى‌ شایسته‌ و فداکار پرداخته ، فقه‌ آل‌ محمد ( ص‌ ) را جمع‌ ، تدوین‌ و تدریس‌ می کردند .


به‌ همین‌ جهت‌ محضر امام‌ باقر ( ع‌ ) ، مرکز علماء ، دانشمندان‌ ، راویان‌ حدیث‌ ، خطیبان‌ و شاعران‌ بنام‌ بود . در مکتب‌ تربیتى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) علم‌ و فضیلت‌ به‌ مردم‌ آموخته‌ مى‌شد . ابوجعفر امام‌ محمد باقر (ع) متولى‌ صدقات‌ حضرت‌ رسول‌ ( ص‌ ) و امیرالمؤمنین‌ ( ع‌ ) ، پدر و جد خود بود و این‌ صدقات‌ را بر بنى‌ هاشم‌ و مساکین‌ و نیازمندان‌ تقسیم‌ کرده و اداره‌ آنها را از جهت‌ مالى‌ به‌ عهده‌ داشت‌ . امام‌ باقر (ع) داراى‌ خصائل‌ ستوده‌ و مؤدب‌ به‌ آداب‌ اسلامى‌ بود . سیرت‌ و صورتش‌ ستوده‌ بود . پیوسته‌ لباس‌ تمیز و نو مى‌پوشید و در کمال‌ وقار و شکوه‌ حرکت‌ می کرد . از آن‌ حضرت‌ مى‌پرسیدند : جدت‌ لباس‌ کهنه‌ و کم‌ ارزش‌ مى‌پوشید ، تو چرا لباس‌ فاخر بر تن‌ مى‌کنى‌ ؟ پاسخ‌ مى‌داد: مقتضاى‌ تقواى‌ جدم‌ و فرماندارى‌ آن‌ روز ، که‌ محرومان‌ و فقرا و تهیدستان‌ زیاد بودند ، چنان‌ بود . من‌ اگر آن‌ لباس‌ را بپوشم‌ در این‌ انقلاب‌ افکار نمى‌توانم‌ تعظیم‌ شعائر دین‌ کنم‌ . 


امام‌ پنجم‌ ( ع‌ ) بسیار گشاده‌ رو و با مؤمنان‌ و دوستان‌ خوش‌ برخورد بود . با همه‌ اصحاب‌ مصافحه‌ مى‌کرد و دیگران‌ را نیز بدین‌ کار تشویق‌ مى‌فرمود . در ضمن‌ سخنانش‌ مى‌فرمود : مصافحه‌ کردن‌ کدورتهاى‌ درونى‌ را از بین‌ مى‌برد و گناهان‌ دو طرف‌ ( همچون‌ برگ‌ درختان‌ در فصل‌ خزان) مى ‌ریزد. امام‌ باقر ( ع‌ ) در صدقات‌ ، بخشش‌ و آداب‌ اسلامى‌ مانند دستگیرى‌ از نیازمندان‌ ، تشییع‌ پیکر مؤمنین‌ ، عیادت‌ از بیماران‌ ، رعایت‌ ادب‌ ، آداب‌ و سنن‌ دینى‌ ، بسیار دقیق بود . 


مى‌خواست‌ سنتهاى‌ جدش‌ رسول‌ الله‌ ( ص‌ ) را عملا در بین‌ مردم‌ زنده‌ کند و مکارم‌ اخلاقى‌ را به‌ مردم‌ تعلیم‌ نماید. در روزهاى‌ گرم‌ براى‌ رسیدگى‌ به‌ مزارع‌ و نخلستانها بیرون‌ مى‌رفت‌ و با کارگران‌ و کشاورزان‌ بیل‌ مى‌زد و زمین‌ را براى‌ کشت‌ آماده‌ مى‌ساخت‌ . آنچه‌ از محصول‌ کشاورزى‌ ( که‌ با عرق‌ جبین‌ و کد یمین‌) به‌ دست‌ مى‌آورد در راه‌ خدا انفاق‌ مى‌فرمود. بامداد که‌ براى‌ اداى‌ نماز به‌ مسجد جدش‌ رسول‌ الله‌ ( ص‌ ) مى‌رفت‌ ، پس‌ از گزاردن‌ فریضه‌ ، مردم‌ گرداگردش‌ جمع‌ مى‌شدند و از انوار دانش‌ و فضیلت‌ او بهره‌مند مى‌شدند. 


مدت‌ بیست‌ سال‌ معاویه‌ در شام‌ و کارگزارانش‌ در مرزهاى‌ دیگر اسلامى‌ در واژگون‌ جلوه‌ دادن‌ حقایق‌ اسلامى‌ ( با زور و زر و تزویر و اجیر کردن‌ عالمان‌ خود فروخته‌) کوشش‌ بسیار کردند . ناچار حضرت‌ سجاد ( ع‌ ) و فرزند ارجمندش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) پس‌ از واقعه‌ جانگداز کربلا و ستمهاى‌ بى‌سابقه‌ آل‌ ابوسفیان‌ ، که‌ مردم‌ به‌ حقانیت‌ اهل‌ بیت‌ عصمت‌ ( ع‌ ) توجه‌ کردند ، در اصلاح‌ عقاید مردم‌ به‌ ویژه‌ در مسئله‌ امامت‌ و رهبرى‌ ، که‌ تنها شایسته‌ امام‌ معصوم‌ است‌ ، سعى‌ بلیغ‌ کردند و معارف‌ حقه‌ اسلامى‌ را ( در جهات‌ مختلف‌ ) به‌ مردم‌ تعلیم‌ دادند " تا کار نشر فقه‌ و احکام‌ اسلام‌" به‌ جایى‌ رسید که‌ فرزند گرامى‌ آن‌ امام‌ ، حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌(ع) دانشگاهى‌ با چهار هزار شاگرد پایه ‌گذارى‌ کرد و احادیث‌ و تعلیمات‌ اسلامى‌ را در اکناف‌ و اطراف‌ جهان‌ آن‌ روز اسلام‌ انتشار داد . امام‌ سجاد (ع) با زبان‌ دعا و مناجات‌ ، یادآورى‌ از مظالم‌ اموى‌ و امر به‌ معروف‌ و نهى‌ از منکر و امام‌ باقر ( ع‌ ) با تشکیل‌ حلقه‌هاى‌ درس‌ ، زمینه‌ این‌ امر مهم‌ را فراهم‌ نمود و مسائل‌ لازم‌ دینى‌ را براى‌ مردم‌ روشن‌ فرمود.


رسول‌ اکرم‌ اسلام‌ ( ص‌ ) در پرتو چشم‌ واقع‌ بین‌ و با روشن‌ بینى‌ وحى‌ الهى‌ وظ‌ایفى‌ را که‌ فرزندان‌ و اهل‌ بیت‌ گرامى‌اش‌ در آینده‌ انجام‌ خواهند داد و نقشى‌ را که‌ در شناخت‌ و شناساندن‌ معارف‌ حقه‌ به‌ عهده‌ خواهند داشت‌ ، ضمن‌ احادیثى‌ که‌ از آن‌ حضرت‌ روایت‌ شده‌ ، تعیین‌ فرموده‌ است‌ . چنان‌ که‌ در حدیثی‌ آمده‌ است‌ : روزى‌ جابر بن‌ عبدالله‌ انصارى‌ که‌ در آخر عمر دو چشم‌ جهان‌ بینش‌ تاریک‌ شده‌ بود به‌ محضر حضرت‌ سجاد ( ع‌ ) شرفیاب‌ شد . صداى‌ کودکى‌ را شنید ، پرسید کیستى‌ ؟ گفت‌ من‌ محمد بن‌ على‌ بن‌ الحسینم‌ ، جابر گفت‌ : نزدیک‌ بیا ، سپس‌ دست‌ او را گرفت‌ و بوسید و عرض‌ کرد : روزى‌ خدمت‌ جدت‌ رسول‌ خدا ( ص‌ ) بودم‌ . فرمود : شاید زنده‌ بمانى‌ و محمد بن‌ على‌ بن‌ الحسین‌ که‌ یکى‌ از اولاد من‌ است‌ را ملاقات‌ کنى‌ . سلام‌ من‌ را به‌ او برسان‌ و بگو : خدا به‌ تو نور حکمت‌ دهد . علم‌ و دین‌ را نشر بده‌ . امام‌ پنجم‌ هم‌ به‌ امر جدش‌ قیام‌ کرد و در تمام‌ مدت‌ عمر به‌ نشر علم‌ و معارف‌ دینى‌ و تعلیم‌ حقایق‌ قرآنى‌ و احادیث‌ نبوى‌ ( ص‌ ) پرداخت‌.


این‌ جابر بن‌ عبدالله‌ انصارى‌ همان‌ کسى‌ است‌ که‌ در نخستین‌ سال‌ بعد از شهادت‌ حضرت‌ امام‌ حسین‌ ( ع‌ ) به‌ همراهى‌ عطیه‌ که‌ مانند جابر از بزرگان‌ و عالمان‌ با تقوا و از مفسران‌ بود ، در اربعین‌ حسینى‌ به‌ کربلا آمد و غسل‌ کرد ، و در حالى‌ که‌ عطیه‌ دستش‌ را گرفته‌ بود در کنار قبر مطهر حضرت‌ سیدالشهداء آمد و زیارت‌ آن‌ سرور شهیدان‌ را انجام‌ داد . 


امام‌ باقر علیه‌ السلام‌ منبع‌ انوار حکمت‌ و معدن‌ احکام‌ الهى‌ بود . نام‌ نامى‌ آن‌ حضرت‌ با دهها و صدها حدیث‌ و روایت‌ و کلمات‌ قصار و اندرزهایى‌ همراه‌ است‌ ، که‌ به‌ ویژه‌ در 19 سال‌ امامت‌ براى‌ ارشاد مستعدان‌ و دانش‌ اندوزان‌ و شاگردان‌ شایسته‌ خود بیان‌ فرموده‌ است‌ . بنا به‌ روایاتى‌ که‌ نقل‌ شده‌ است‌ ، در هیچ‌ مکتب‌ و محضرى‌ دانشمندان‌ خاضع تر و خاشع تر از محضر محمد بن‌ على‌ ( ع‌ ) نبوده‌اند.


در زمان‌ امیرالمؤمنین‌ على‌ ( ع‌ ) ، گویا مسلمانان‌ هنوز قدم‌ از تنگناى‌ حیات‌ مادى‌ بیرون‌ ننهاده‌ و از زلال‌ دانش‌ علوى‌ جامى‌ ننوشیده‌ بودند ، و در کنار دریاى‌ بیکران‌ وجود على‌ ( ع‌ ) تشنه‌ لب‌ بودند و جز عده ‌اى‌ معدود، قدر چونان‌ گوهرى‌ را نمى‌دانستند . بى‌جهت‌ نبود که‌ مولاى‌ متقیان‌ بارها مى‌فرمود : پیش‌ از آنکه‌ من‌ را از دست‌ بدهید از من‌ بپرسید . و بارها مى‌ فرمود‌ : من‌ به‌ راههاى‌ آسمان‌ از راههاى‌ زمین‌ آشناترم‌ . ولى‌ کو آن‌ گوهرشناسى‌ که‌ قدر گوهر وجود على‌ را بداند ؟ اما به‌ تدریج‌ ، به‌ ویژه‌ در زمان‌ امام‌ محمد باقر (ع) مردم‌ کم‌ کم‌ لذت‌ علوم‌ اهل‌ بیت‌ و معارف‌ اسلامى‌ را درک‌ مى‌کردند و مانند تشنه‌ لبى‌ که‌ سالها از لذات‌ آب‌ گوارا محروم‌ مانده‌ و یا قدر آن‌ را ندانسته‌ باشد ، زلال‌ گواراى‌ دانش‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) را دریافتند و تسلیم‌ مقام‌ علمى‌ امام‌ ( ع‌ ) شدند ، به‌ قول‌ یکى‌ از مورخان‌ : " مسلمانان‌ در این‌ هنگام‌ از میدان‌ جنگ‌ و لشکر کشى‌ متوجه‌ فتح‌ دروازه‌هاى‌ علم‌ و فرهنگ‌ شدند " .


امام‌ باقر ( ع‌ ) نیز چون‌ زمینه‌ قیام‌ بالسیف‌ ( قیام‌ مسلحانه‌) در آن‌ زمان‌ ( به‌ علت‌ خفقان‌ فراوان‌ و کمبود حماسه‌ آفرینان‌) فراهم‌ نبود ، از این‌ رو ، نشر معارف‌ اسلام‌ و فعالیت‌ علمى‌ مبارزه‌ عقیدتى‌ و معنوى‌ با سازمان‌ حکومت‌ اموى‌ را ، از این‌ طریق‌ مناسب ‌تر مى‌دید و چون‌ حقوق‌ اسلام‌ هنوز یک‌ دوره‌ کامل‌ و مفصل‌ تدریس‌ نشده‌ بود ، به‌ فعالیتهاى‌ ثمر بخش‌ علمى‌ در این‌ زمینه‌ پرداخت‌ . 


اما بدین‌ خاطر که‌ نفس‌ شخصیت‌ امام‌ و سیر تعلیمات‌ او( در ابعاد و مرزهاى‌ مختلف‌) بر ضرر حکومت‌ بود ، مورد اذیت‌ و ایذاء دستگاه‌ قرار مى‌گرفت‌ . در عین‌ حال‌ امام‌ هیچ گاه‌ از اهمیت‌ تکلیفى‌ شورش‌ ( علیه‌ دستگاه‌ ) غافل‌ نبود ، و از راه‌ دیگرى‌ نیز آن‌ را دامن‌ مى‌زد و آن‌ راه‌ ، تجلیل‌ و تأیید برادر شورشى‌اش‌ زید بن‌ على‌ بن‌ الحسین‌ بود. 


روایاتى‌ در دست‌ است‌ که‌ وضع‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) که‌ خود در روزگارش‌ مرزبان‌ بزرگ‌ فکرى‌ و فرهنگى‌ بوده‌ و نقش‌ مهمى‌ در نشر اخلاق‌ و فلسفه‌ اصیل‌ اسلامى‌ و جهان‌ بینى‌ خاص‌ قرآن‌ ، و تنظیم‌ مبانى‌ فقهى‌ و تربیت‌ شاگردانى‌ " مانند امام‌ شافعى‌ " و تدوین‌ مکتب‌ داشته‌ ، موضع‌ انقلابى‌ برادرش‌ " زید " را نیز تأیید مى‌کرده‌ است‌ چنانکه‌ نقل‌ شده‌ امام‌ محمد باقر(ع‌ ) مى‌فرمود : خداوندا پشت‌ من‌ را به‌ زید محکم‌ کن‌. 


مى‌دانیم‌ که‌ زید برادر امام‌ محمد باقر (ع‌ ) که‌ تحت‌ تأثیر تعلیمات‌ ائمه‌(ع) براى‌ اقامه‌ عدل‌ و دین‌ قیام‌ کرد . سرانجام‌ علیه‌ هشام‌ به‌ عبدالملک‌ اموى‌ ، در سال‌ ( 120 یا 122 ) زمان‌ امامت‌ امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) خروج‌ کرد و دستگاه‌ جبار ، ناجوانمردانه‌ او را به‌ قتل‌ رساند . بدن‌ مقدس‌ زید را سالها بر دار کردند و سپس‌ سوزاندند . چنانکه‌ تاریخ‌ مى‌نویسد : گرچه‌ نهضت‌ زید نیز به‌ نتیجه ‌اى‌ نینجامید و قیامهاى‌ دیگرى‌ نیز که‌ در این‌ دوره‌ به‌ وجود آمد ، از جهت‌ ظ‌اهرى‌ به‌ نتایجى‌ نرسید ، ولى‌ این‌ قیامها و اقدامها در تاریخ‌ تشیع‌ موجب‌ تحرک‌ و بیدارى‌ و بروز فرهنگ‌ شهادت‌ علیه‌ دستگاه‌ جور به‌ شمار آمده‌ و خون‌ پاک‌ شیعه‌ را در جوشش‌ و غلیان‌ نگهداشته‌ و خط شهادت‌ را تا زمان‌ ما در تاریخ‌ شیعه‌ ادامه‌ داده‌ است‌ .


امام‌ باقر ( ع‌ ) و امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گرچه‌ به‌ ظ‌اهر به‌ این‌ قیامها دست‌ نیازیدند ، که‌ زمینه‌ را مساعد نمى‌دیدند ، ولى‌ در هر فرصت‌ و موقعیت‌ به‌ تصحیح‌ نظر جامعه‌ درباره‌ حکومت‌ و تعلیم‌ و نشر اصول‌ اسلام‌ و روشن‌ کردن‌ افکار ، که‌ نوعى‌ دیگر از مبارزه‌ است‌ دست‌ زدند . چه‌ در این‌ دوره‌ ، حکومت‌ اموى‌ رو به‌ زوال‌ بود و فتنه‌ عباسیان‌ دامنگیر آنان‌ شده‌ بود ، از این‌ رو بهترین‌ فرصت‌ براى‌ نشر افکار زنده‌ و تربیت‌ شاگردان‌ و آزادگان‌ و ترسیم‌ خط درست‌ حکومت‌ ، پیش‌ آمده‌ بود و در حقیقت‌ مبارزه‌ سیاسى‌ به‌ شکل‌ پایه‌ریزى‌ و تدوین‌ اصول‌ مکتب‌ ( که‌ امرى‌ بسیار ضرورى‌ بود ) پیش‌ آمد. 


اما چنان‌ که‌ اشاره‌ شد ، دستگاه‌ خلافت‌ آنجا که‌ پاى‌ مصالح‌ حکومتى‌ پیش‌ مى‌آمد و احساس‌ مى‌کردند امام‌ ( ع‌ ) نقاب‌ از چهره‌ ظ‌المانه‌ دستگاه‌ برمى‌گیرد و خط صحیح‌ را در شناخت‌ " امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) " و امامت‌ که‌ دنباله‌ خط " رسالت‌ " و بالاخره‌ "حکومت‌ الله‌ " است‌ تعلیم‌ مى‌دهد ، تکان‌ مى‌خوردند و دست‌ به‌ ایذاء و آزار و شکنجه‌ امام‌ ( ع‌ ) مى‌زدند و گاه‌ به‌ زجر و حبس‌ و تبعید ... .


براى‌ شناخت‌ این‌ امر ، به واقعه ای اشاره می شود : "در یکى‌ از سالها که‌ هشام‌ بن‌ عبدالملک‌ ، خلیفه‌ اموى‌ ، به‌ حج‌ مى‌آید ، جعفر بن‌ محمد ، امام‌ صادق‌ ، در خدمت‌ پدر خود ، امام‌ محمد باقر ، نیز به‌ حج‌ مى‌رفتند . روزى‌ در مکه‌ ، حضرت‌ صادق‌ ، در مجمع‌ عمومى‌ سخنرانى‌ مى‌کند و در آن‌ سخنرانى‌ تأکید بر سر مسئله‌ پیشوایى‌ و امامت‌ و این که‌ پیشوایان‌ بر حق‌ و خلیفه‌هاى‌ خدا در زمین‌ ایشانند نه‌ دیگران‌ ، و این که‌ سعادت‌ اجتماعى‌ و رستگارى‌ در پیروى‌ از ایشان‌ است‌ و بیعت‌ با ایشان‌ و ... نه‌ دیگران‌ . این‌ سخنان‌ که‌ در بحبوحه‌ قدرت‌ هشام‌ گفته‌ مى‌شود ، آن‌ هم‌ در مکه‌ در موسم‌ حج‌ ، طنینى‌ بزرگ‌ مى‌یابد و به‌ گوش‌ هشام‌ مى‌رسد. هشام‌ در مکه‌ جرأت‌ نمى‌کند و به‌ مصلحت‌ خود نمى‌بیند که‌ متعرض‌ آنان‌ شود . اما چون‌ به‌ دمشق‌ مى‌رسد ، مأمور به‌ مدینه‌ مى‌فرستد و از فرماندار مدینه‌ مى‌خواهد که‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) و فرزندش‌ را به‌ دمشق‌ روانه‌ کرد ، و چنین‌ مى‌شود . 


حضرت‌ صادق‌ (ع‌ ) مى‌فرماید : چون‌ وارد دمشق‌ شدیم‌ ، روز چهارم‌ ما را به‌ مجلس‌ خود طلبید . هنگامى‌ که‌ به‌ مجلس‌ او درآمدیم‌ ، هشام‌ بر تخت‌ پادشاهى‌ خویش‌ نشسته‌ و لشکر و سپاهیان‌ خود را در سلاح‌ کامل‌ غرق‌ ساخته‌ بود ، و در دو صف‌ در برابر خود نگاه‌ داشته‌ بود . نیز دستور داده‌ بود تا آماج‌ خانه‌اى‌ ( جاهایى‌ که‌ در‌ نشانه‌ براى‌ تیراندازى‌ مى‌گذارند ) در برابر او نصب‌ کرده‌ بودند ، و بزرگان‌ اطرافیان‌ او مشغول‌ مسابقه‌ تیراندازى‌ بودند . هنگامى‌ که‌ وارد حیاط قصر او شدیم‌ ، پدرم‌ در پیش‌ مى‌رفت‌ و من‌ از عقب‌ او مى‌رفتم‌ ، چون‌ نزدیک‌ رسیدیم‌ ، به‌ پدرم‌ گفته‌ : " شما هم‌ همراه‌ اینان‌ تیر بیندازید " پدرم‌ گفت‌ : " من‌ پیر شده‌ام‌. اکنون‌ این‌ کار از من‌ ساخته‌ نیست‌ اگر من‌ را معاف‌ دارى‌ بهتر است‌ " . هشام‌ قسم‌ یاد کرد : " به‌ حق‌ خداوندى‌ که‌ ما را به‌ دین‌ خود و پیغمبر خود گرامى‌ داشت‌ ، تو را معاف‌ نمى‌دارم‌ " . آنگاه‌ به‌ یکى‌ از بزرگان‌ بنى‌ امیه‌ امر کرد که‌ تیر و کمان‌ خود را به‌ او ( یعنى‌ امام‌ باقر - ع‌ ) بده‌ تا او نیز در مسابقه‌ شرکت‌ کند. پدرم‌ کمان‌ و تیری از من گرفت‌ و در زه‌ گذاشت‌ و به‌ قوت‌ بکشید و بر میان‌ نشانه‌ زد . سپس‌ تیر دیگری گرفت‌ و بر فاق‌ تیر اول‌ زد ... تا آن که‌ نه‌ تیر پیاپى‌ افکند . هشام‌ از دیدن‌ این‌ چگونگى‌ خشمگین‌ گشت‌ و گفت : نیک‌ تیر انداختى‌ اى‌ ابوجعفر ، تو ماهرترین‌ عرب‌ و عجمى‌ در تیراندازى‌ . چرا مى‌گفتى‌ من‌ بر این‌ کار قادر نیستم‌ ؟ ... بگو : این‌ تیراندازى‌ را چه‌ کسى‌ به‌ تو یاد داده‌ است‌ " . پدرم‌ فرمود : " مى‌دانى‌ که‌ در میان‌ اهل‌ مدینه‌ ، این‌ فن‌ شایع‌ است‌ . من‌ در جوانى‌ چندى‌ تمرین‌ این‌ کار کرده‌ام‌. سپس‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) اشاره‌ مى‌فرماید که‌ : هشام‌ از مجموع‌ ماجرا غضبناک گشت‌ و عازم‌ قتل‌ پدرم‌ شد . 


در همان‌ محفل‌ هشام‌ بر سر مقام‌ رهبرى‌ و خلافت‌ اسلامى‌ با امام‌ باقر ( ع‌) سخن‌ مى‌گوید . امام‌ باقر درباره‌ رهبرى‌ رهبران‌ بر حق‌ و چگونگى‌ اداره‌ اجتماع‌ اسلامى‌ و این که‌ رهبر یک‌ اجتماع‌ اسلامى‌ باید چگونه‌ باشد ، سخن‌ مى‌گوید . اینها همه‌ هشام‌ را ، که‌ فاقد آن‌ صفات‌ بوده‌ است‌ و غاصب‌ آن‌ مقام‌ ، بیش‌ از پیش‌ ناراحت‌ مى‌کند . بعضى‌ نوشته‌اند که‌ : امام‌ باقر را در دمشق‌ به‌ زندان‌ افکند . و چون‌ به‌ او خبر مى‌دهند که‌ زندانیان‌ دمشق‌ مرید و معتقد به‌ امام‌ ( ع‌ ) شده‌اند ، امام‌ را رها مى‌کند و به‌ شتاب‌ روانه‌ مدینه‌ مى‌نماید . پیکى‌ سریع‌ ، پیش‌ از حرکت‌ امام‌ از دمشق‌ ، مى‌فرستد تا در آبادیها و شهرهاى‌ سر راه‌ همه‌ جا علیه‌ آنان‌ ( امام‌ باقر و امام‌ صادق‌ ع‌ ) تبلیغ‌ کنند تا بدین‌ گونه‌ ، مردم‌ با آنان‌ تماس‌ نگیرند و تحت‌ تأثیر گفتار و رفتارشان‌ واقع‌ نشوند . با این‌ وصف‌، امام‌ ( ع‌ ) در این‌ سفر ، از تماس‌ با مردم‌ ( حتى‌ مسیحیان) و روشن‌ کردن‌ آنان‌ غفلت‌ نمى‌ورزد. 


جالب‌ توجه‌ و قابل‌ دقت‌ و یادگیرى‌ است‌ که‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) وصیت‌ مى‌کند به‌ فرزندش‌ امام‌ جعفر صادق‌(ع‌ ) که‌ مقدارى‌ از مال‌ او را وقف‌ کند ، تا پس‌ از مرگش‌ ، تا ده‌ سال‌ در ایام‌ حج‌ و در منى‌ محل‌ اجتماع‌ حاجیها براى‌ سنگ‌ انداختن‌ به‌ شیطان‌( رمى‌ جمرات‌ ) و قربانى‌ کردن‌ براى‌ او محفل‌ عزا اقامه‌ کنند.


توجه‌ به‌ موضوع‌ و تعیین‌ مکان‌ ، اهمیت‌ بسیار دارد . به‌ گفته‌ صاحب‌ الغدیرزنده‌ یاد علامه‌ امینى‌ این‌ وصیت‌ براى‌ آن‌ است‌ که‌ اجتماع‌ بزرگ‌ اسلامى‌ ، در آن‌ مکان‌ مقدس‌ با پیشواى‌ حق‌ و رهبر دین‌ آشنا شود و راه‌ ارشاد در پیش‌ گیرد ، و از دیگران‌ ببرد و به‌ این‌ پیشوایان‌ بپیوندد ، این‌ نهایت‌ حرص‌ بر هدایت‌ مردم‌ است‌ و نجات‌ دادن‌ آنها از چنگال‌ ستم‌ و گمراهى‌ . 


شهادت امام محمد باقر


حضرت‌ امام‌ محمد باقر(ع‌ ) 19 سال‌ و ده‌ ماه‌ پس‌ از شهادت‌ پدر بزرگوارش‌ حضرت‌ امام‌ زین‌ العابدین‌ ( ع‌ ) زندگى‌ کرد و در تمام‌ این‌ مدت‌ به‌ انجام‌ وظ‌ایف‌ خطیر امامت‌ ، نشر و تبلیغ‌ فرهنگ‌ اسلامى‌ ، تعلیم‌ شاگردان‌ ، رهبرى‌ اصحاب‌ و مردم‌ ، اجرا کردن‌ سنتهاى‌ جد بزرگوارش‌ در میان‌ خلق‌ ، متوجه‌ کردن‌ دستگاه‌ غاصب‌ حکومت‌ به‌ خط صحیح‌ رهبرى‌ و راه‌ نمودن‌ به‌ مردم‌ در جهت‌ شناخت‌ رهبر واقعى‌ و امام‌ معصوم‌ ، که‌ تنها خلیفه‌ راستین‌ خدا و رسول‌ ( ص‌) در زمین‌ است ، پرداخت‌ و لحظه‌ اى‌ از این‌ وظ‌یفه‌ غفلت‌ نفرمود . 


سرانجام‌ در هفتم‌ ذیحجه‌ سال‌ 114 هجرى‌ در سن‌ 57 سالگى‌ در مدینه‌ به‌ وسیله‌ هشام‌ مسموم‌ شد و چشم‌ از جهان‌ فروبست‌ . پیکر مقدسش‌ را در قبرستان‌ بقیع‌ ( کنار پدر بزرگوارش‌ ) به‌ خاک‌ سپردند .




:: موضوعات مرتبط: امام محمد باقر
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:12
زندگی نامه علامه طباطبايي (ره)
|

روزهاي ماه «ذيحجه» 1321 ق. يكي پس از ديگري مي‎گذشت و دلهاي شيفتگان بيت الله در هواي حرم الهي «لبيك شوق» سر مي‎داد. ياد عرفات و نام مشعر عطش ديدار به جانها داده بود. 

ناگاه «كعبة كرامت الهي» زيبا چهره‎اي نوراني را در آغوش پدر و مادري مهربان نهاد. گويي بار ديگر «زمزم» لطف خداوندي رخ نشان داده است. 

آري طفلي ديده به جهان گشود كه نور سيادت بر سيماي بلورينش آينده‎اي روشن را خبر مي‎داد. نام او را «محمد حسين» نهادند و آن را به تبرّك نام «جدّ و فرزند» ماية بركت شمردند. زيرا خاندان محمد حسين، خانواده‎اي اصيل بود كه هماره بيرق بزرگي در دست داشته و شهر تبريز لبريز از نام آنان بوده است. 

«سراج الدين عبدالوهاب» جد معروف اوست كه با وساطت وي، نبرد خونين دولت ايران و عثماني، در سال 920 قمري پايان يافت و «مرحوم ميرزا محمد تقي قاضي طباطبايي» شخصيت ديگري است كه از قرنها پيش تاكنون شرافت و بزرگواري را از آن خاندان بزرگ قاضي طباطبايي تبريز كرده است. 

طفوليت و توفان حوادث - 


دوران كودكي «محمد حسين» با توفان حوادث و بلا همراه بود. بيش از پنج بهار از عمر عزيزش نگذشته بود كه مادري مهربان و با فضيلت را از دست داد. بغض غم و اندوه بي‎مادري او را رها نكرده بود كه گرد يتيمي بر وجودش سنگيني كرد و از ديدن روي پدر محروم شد. همراه با برادر كوچكتر خود تنها ماند اما هماره دست لطف خداوندي سايه‎بان مرحمتي بر سر او بود. مدت زيادي از تحصيل او نمي‎گذشت كه علاوه بر قرآن مجيد، كتابهاي گلستان، بوستان، اخلاق مصوّر، تاريخ معجم، ارشاد الحساب، نصابْ الصبيان و ديگر كتابهاي متداول در مدارس آن روز را فرا گرفت. 

صرف و نحو و معاني و بيان را نزد استاد خويش مرحوم شيخ محمد علي سرابي آموخت و پس از آن با گامي بلند و همتي فراتر، سطوح عالي در فقه، اصول، فلسفه و كلام را در زادگاه خود نزد اساتيد آن خطّه تحصيل كرد. روح لطيف او، ذوقي هنري به وي بخشيده بود. دستمايه‎اي كه با كمك آن توانست خوشنويسي را در اوان عمر خود از آقا ميرزا علي نقي بياموزد. 

با سپري شدن ايام تلخ و ناكامي طفوليّت، شكوفه‎هاي رشد و تكامل بر شاخسار وجود سيد محمد حسين نمايان شد. وي از سال 1297 ش. تا 1304 علوم بسياري آموخت. در اين مدت، تمامي درسهاي مربوط به سطح را فراگرفت و با شور و شوق بسياري كتابهاي مربوط به ادبيات، فقه، اصول، كلام و معارف اسلامي را آموخت. 

او خود از روزگار تحصيل خود چنين بازگو مي‎كند: 

«در اوايل تحصيل كه به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقة زيادي به ادامة تحصيل نداشتم و از اين روي هر چه مي‎خواندم نمي‎فهميدم... پس از آن يك بار عنايت خدايي دامنگيرم شده، عوضم كرد. در خود يك نوع شيفتگي و بي‎تابي نسبت به تحصيل كمال حس نمودم؛ به طوري كه از همان روز تا پايان تحصيل كه تقريباً هيجده سال طول كشيد هرگز نسبت به تعليم و تفكر، احساس خستگي و دلسردي نكردم و زشت و زيباي جهان را فراموش كردم... در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگي، به حداقل ضروري قناعت نموده، باقي را به مطالعه مي‎پرداختم بسيار مي‎شد ـ به ويژه در بهار و تابستان ـ كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه مي‎گذراندم...»[1] 

عشق و شور به تحصيل و تكامل استاد را بر آن داشت كه از شهر خويش رو به سوي، سيناي اسرار «نجف اشرف» هجرت كند. تااز شراب عشق علي ـ عليه السلام ـ جامي نوشيده و طريق معرفت و راه رستگاري را بهتر و بيشتر بپيمايد. 

با اولين نگاه به قبّه و بارگاه امير المؤمنين آخرين كلام خويش را زده و مي‎فرمايد: 

«يا علي! من براي ادامة تحصيل به محضر شما شرفياب شده‎ام ولي نمي‎دانم چه روشي پيش گيرم... از شما مي‎خواهم كه در آن چه صلاح است، مرا راهنمايي كنيد». 

چند روزي نمي‎گذرد كه نصر الله و ياري الهي به دست مولاي متقيان به سوي استاد مي‎آيد. شخصيت وارسته‎اي چون حاج ميرزا علي آقا قاضي ـ قدس سره ـ به سراغ وي آمده و خطاب به او اين گونه مي‎گويد: 

«كسي كه به قصد تحصيل به نجف مي‎آيد؛ خوب است علاوه بر تحصيل، از فكر تهذيب خود غافل نماند.» 

كيمياي وجود مرحوم قاضي، روح و روان استاد را دگرگون كرده و برنامه‎اي روشن و نوراني براي آيندة او ترسيم مي‎كند. از آن روز كتابي ديگر از زندگي استاد فرزانه باز مي‎شود كه صفحة آغازين آن با اين جمله شروع مي‎گردد: 

علم نبود غير «علم عاشقي» ما بقي تلبيس ابليس شقي[2] 

طلوع عشق و انديشه 


مفسر فرزانه مدت يازده سال در كنار مرقد نور آفرين امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ كسب علم كرده وي خوشه چين زبر دست بود كه بيشترين استفاده را از فرصت فراهم آمده نمود. فقه، اصول، فلسفه، رياضيات، رجال را از محضر اساتيدي والا مقام فرا گرفت. بزرگاني چون: آية الله نائيني، سيد ابو الحسن اصفهاني، سيد حسين بادكوبه‎اي، سيد ابو القاسم خوانساري، حجت، حاج ميرزا علي ايرواني و ميرزا علي اصغر ملكي. 

سر سلسلة اساتيد ايشان مرحوم قاضي است. شخصيتي كه «سيد محمد حسين» را «علامه» كرد و جام وجود اين انسان پاك را جرعه‎هاي حيات ابدي و معنويت جاودانه بخشيد. مرحوم علامه پيرامون استاد خود مرحوم قاضي چنين مي‎فرمايد: 

«ما هرچه داريم... از مرحوم قاضي داريم. چه آن چه را كه درحال حياتش از او تعليم گرفتيم و از محضرش استفاده كرديم و چه طريقي كه خودمان داريم و از مرحوم قاضي گرفته‎ايم.» 

بازگشت به تبريز 


دست تقدير، رجعت فرزانة انديشمند را رقم زد. پس از سالها اندوختن معارف ناب، در سال 1314 ش. مجبور به بازگشت به زادگاه خويش گرديد. دوران تلخ كامي و غربت از مهد علم و دانش از اين زمان شروع شد اما مدتي نگذشت كه لطف خفيّ الهي خود را از سراپردة حكمت خداوندي نشان داد. كار تدريس و تحقيق شروع شد و اولين غنچه‎هاي «الميزان» با نمودي در «بحار الانوار» بر شاخسار علامه روييد. 

هجرت به قم - 


دوران ده سالة اقامت علامه در تبريز همراه با تدريس و تأليف سپري شد و فصلي جديد از حيات وي را فراهم كرد. تا اين كه «فيض روح القدس» بار ديگر مدد فرمود و با آمدن چنين آيه‎اي در استخاره، علامه راهي قم گرديد: 

«هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً»[3] 

(در آن جا، ياري به خداي حق تعلق دارد. اوست بهترين پاداش و بهترين فرجام) 

و آن روز حوزة علميه قم از ضربات سهمگين رضا خان، رهايي يافته بود و با حضور آيات و مراجع بزرگواري چون آية الله بروجردي انسجام بيشتري پيدا كرده بود، فرصتي طلايي فراهم آمده بود تا علامه طباطبايي، نيازهاي جامعه را سنجيده و بر طبق آنها، برنامه‎اي منظم و كارآمد تنظيم كند. تفسير و فلسفه درسهايي بود كه ـ براساس احساس وظيفة علامه ـ شروع شد و تعجب بسياري را برانگيخت چرا كه تدريس تفسير دانشي به دور از تحقيق تلقي مي‎شد اما پشتكار و اخلاص علامه كار را بدان جا رساند كه «الميزان» حاصل سالهاي تلاش و تدريس گرديد. 

درس فلسفه نيز در آن عصر خوشنام نبود. از اين رو تلاشهاي بسياري در تعطيل اين درس انجام مي‎شد اما رفتار مؤدبانه استاد و برخورد مهربانانة آية الله العظمي بروجردي ابرهاي تيرة سوء تفاهم‎ها را كنار زد و سعايتها را بي‎اثر نمود.[4] 

به هر روي تشكيل جلسات عمومي و خصوصي اين عالم فرهيخته و حضور شاگردان انديشمندي چون آية الله مطهري باعث نقد و بررسي فلسفه‎هاي غربي ـ مخصوصاً ماترياليسم ديالكتيك ـ گرديد و آثار و بركات جاودانه‎اي در تدوين كتب فلسفي به همراه خود آورد. 

... هر روز كه سپري مي‎شد ابعاد علمي و چهره چشمگير علامه بيشتر از گذشته نمايان مي‎شد. شعاع شخصيت اين استاد فرزانه به داخل كشور محدود نگرديد، بلكه انديشمندان بسياري را به سوي خويش كشاند و در تمام ابعاد اسلام به بحث و گفتگو با آنان منجر شد. اين عظمت بدان جا انجاميد كه دولت آمريكا توسط شاه ايران از علامه دعوت رسمي كرد تا در دانشگاه‎هاي آن كشور «فلسفة شرق» را تدريس نمايد! روح بلند و بينش كم نظير علامه دست رد به آن همه اصرار زد. او زندگي محقّرانه در قم و جلسات درس با طلاب و تربيت شاگرداني فاضل را بر تمامي ظواهر فريبا ترجيح مي‎داد.[5] 

يادگارهاي ماندگار 


«انبوه دانش»‌ و «كيمياي ايمان» علامه آثاري گرانبها و جاودانه بسان مشعلي فروزان فرا راه دانش پژوهان آفريد كتابهايي چون: 

1. تفسير الميزان 


دائرة المعارفي از معارف و در بردارندة بحثهاي اعتقادي، تاريخي، فلسفي، اجتماعي و... با تكيه بر قرآن كريم. اثري سترگ كه استاد شهيد مطهري 60 سال يا 100 سال ديگر زمان درك عمق و ارزش اين كتاب مي‎داند.[6] اين كتاب ثمره‎اي كم نظير از بيست سال تلاش شبانه روزي علامه است. نقطة آغازين اين تأليف به بركت غور و ژرف نگري در روايات بحار الانوار بود علامه سبك اين تفسير را از مرحوم قاضي آموخت و در قم عملي ساخت. 

2. بداية الحكمة 


كتابي كه يك دوره تدريس فشردة فلسفه براي دوستداران علوم عقلي در قم و سپس دانشگاههاي كشور گرديد. 

3. نهاية الحكمة 


اين اثر براي تدريس فلسفه با توضيحي بيشتر، عمقي افزونتر و سطحي عالي‎تر تدوين شده است. 

4. اصول فلسفه و روش رئاليسم 


بينش علامه پيرامون نظرات ماديون و ماترياليستها باعث فراهم آرودن اين اثر گرديد بركت اين كتاب موجب هدايت بسياري از جوانان مسلمان و نجات آنان از هلاكت كفر و الحاد شد. 

اثري كه پاورقيهاي استاد مطهري عنايتي افزون بدان بخشيده است. 

5. حاشيه بر كفايه 


كتابي اصولي پيرامون قوانين استنباط است كه به تازگي چاپ شده است. 

6. شيعه در اسلام 


دوره‎اي كامل از اعتقادات و معارف شيعه در اين اثر نفيس به چشم مي‎خورد. 

7. مجموعه مذاكرات با پروفسور هانري كربن 


او كه محققي فرانسوي است پيرامون چگونگي شيعه و مباحث اعتقادي و... مذاكراتي با علامه داشته كه در اين كتاب وجود دارد.

8. خلاصة تعاليم اسلام 


خلاصة آن چه هر مسلمان متعهد بايداز آن آگاهي داشته و خود را بدان زينت دهد، در اين اثر بيان شده است. 

9. روابط اجتماعي در اسلام 


انسان و اجتماع و رشد اجتماعي او، پاية زندگي اجتماعي، آزادي در اسلام و... مباحثي است كه در اين كتاب بدانها پرداخته شده است. 

10. بررسيهاي اسلامي 


مجموعه‎اي است زرّين از مقالات استاد كه بسان دائرة المعارفي از معارف ناب اسلامي جمع آوري شده است. 

11. آموزش دين 


كتابي با قلم روان و مطالبي لازم و ضروري است كه براي دانش آموزان نوشته شده است. 

12 و 13 و 14. رسالة انسان قبل از دنيا، در دنيا و بعد از دنيا 


اين كتاب كه اكنون با نام «انسان از آغاز تا انجام»‌ ترجمه شده است مباحثي مفيد از عوالم سه گانة ماده، مثال و عقل مطرح كرده و پيرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبي بسيار مفيد و لازم ارائه كرده است. 

15 تا 41. 


رساله‎هايي گوناگون دربارة قوه و فعل، صفات، افعال الله، وسائط، نحو، صرف،... اين مجموعه 26 رساله است كه بنا به ضرورت و نياز جامعه توسط علامه نگاشته شده است. 

42. ديوان شعر فارسي 


مجموعه‎اي از اشعار چشمگير و عميق علامه كه طي ساليان متمادي سروده شده است. 

43. سنن النبي 


سيره و روش رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ در بين مردم و همراه خانواده در اين اثر به چشم مي‎خورد. 

44. لبْ اللباب 


مجموعة درسهاي اخلاق استاد كه از سالهاي 1368 تا 1369 قمري براي برخي از فضلاي حوزة قم بيان فرموده‎اند. 

45. حاشيه بر اسفار 



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه علامه طباطبايي (ره)
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 17:7
پهلوان تختی
|


 

غلامرضا تختی در روز ۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محلهٔ خانی‌آباد در تهران به دنیا آمد. «رجب خان» (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ‌تر بودند. «حاج قلی»، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خواربار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می‌کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی‌آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده‌های رجب خان منتقل شد و به نام خانوادگی آنها تبدیل شد.

 

رجب‌خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین می‌کرد. نخستین واقعه‌ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانواده ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی‌آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی‌اش رکورددار شرکت در المپیک‌ها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. درچهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشتی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده‌است.

 

او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی‌گیران نامداری را مغلوب کرد.

 

وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود (تولیدو، ۱۹۶۶) در آبان ماه سال ۱۳۴۵ زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد که حاصل آن تولد بابک در سال ۱۳۴۶ بود. پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش، خبر درگذشت وی تحت عنوان خودکشی اعلام شد و همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت‌انگیز فرو برد.

 

در مورد قتل و یا خودکشی وی دلایلی همچون ناراحتی‌های روحی و مشکلات مالی آوردند ولی هیچ گونه بازرسی برای قتل وی به صورت جدی شکل نگرفته است.

 

تختی


بازیهای المپیک:

 

پنجاه و دو هلسینکی :مدال نقره ۷۹ کیلو گرم

پنجاه و شش ملبورن: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

شست رم: مدال نقره ۸۷ کیلو گرم

شست و چهار توکیو: چهارم۹۷ کیلو گرم

 


قهرمانی جهان:

 

پنجاه و یک هلسینکی: مدال نقره ۷۹ کیلو گرم

پنجاه و چهار توکیو: نفر پنجم ۸۷ کیلو گرم

شست و یک یوکوهاما: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

شست و دو تولیدو: مدال نقره ۹۷ کیلو گرم

 

 

بازیهای آسیایی:

 

پنجاه هشت توکیو: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

جمع مدالهای غلامرضا تختی: هشت، ۴ طلا، ۴ نقره

المپیک ۳ - جهانی ۴ - بازیهای آسیایی ۱

 

تختی اولین کشتی گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدال‌های جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو.



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ی پهلوان تختی
نویسنده : steve jobs
تاریخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391
زمان : 11:7


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ